سیر تحول نگاه به معلولین

سیر تحول نگاه به معلولین

نویسنده: سعید ضروری

صفحه معلولین-روزنامه مردم سالاری- نسخه شماره 2989 - 1391/05/25 -



 از زماني که انسان بر روي اين کره خاکي مي‌زيسته معلوليت‌هاي جسمي‌حرکتي و تفاوت‌هاي فردي جزء لاينفک زندگي اش بوده است. نوع نگاه و نحوه برخورد جامعه با اين تفاوت‌هاي ظاهري از گذشته تا به حال دستخوش تحولات زيادي شده است و مي‌توان عصر حاضر را بلوغ تمام نگاه‌هايي دانست که تا به حال وجود داشته اند، هر چند هنوز هم در برخي جوامع نگاه سنتي به معلوليت همچنان وجود دارد. در نگاه سنتي و آنچه در گذشته‌هاي دور رواج داشته است طرد معلولين به جهت تفاوت‌هاي ظاهري بوده است و در ادبيات فارسي هم مي‌توان نمونه‌هايي از چنين نگاه‌هايي که از جامعه آن زمان وام گرفته شده است را يافت بطوريکه در شاهنامه فردوسي، زال به سبب سپيدي مو شوم تلقي مي‌شد و توسط سام در بيابان رها مي‌شود و البته به سبب توانايي‌هايي که کسب مي‌کند به مقامي‌بالا دست مي‌يابد و شخصيت نجات دهنده پيدا مي‌کند. در نقدي بر شخصيت زال مي‌خوانيم: «زال براي جبران سرخوردگي‌هاي ناشي از مشكلات جسمي خود، يك سري كنش‌هاي جبراني را ناخودآگاه در پيش مي گيرد كه نتيجة آن، رسيدن به مقامي است كه ديگران از دست يابي به آن محروم اند» (نقد و بررسي روانكاوانه شخصيت زال از نگاه آلفرد آدلر). شخصيت پردازي فردوسي براي زال و تبديل او به انساني تاثير گذار علارغم داشتن تفاوت‌هاي فردي در نوع خود قابل تامل است که عمق حمکت و آگاهي او را نشان مي‌دهد.

ادامه نوشته

طرحي به رنگ آفتاب؟

 طرحي به رنگ آفتاب؟

نویسنده: سعید ضروری

نسخه شماره 2977 - 1391/05/11 -صفحه معلولین-روزنامه مردم سالاری

وقتي مسائل معلولين را در زندگي روزمره بررسي مي‌کنيم، به کوهي از کاستي‌ها و مشکلات برمي‌خوريم. معلولين به جهت بي تدبيري‌هايي که در احقاق حقوقشان صورت گرفته در شرايط اقتصادي حال حاضر بيشتر از ديگر اقشار جامعه تحت فشار قرار دارند. مسائل اقتصادي و اشتغال، در کنار نبود فرهنگ برخورد با معلولين، روند کند مناسب سازي اماکن و معابر شهري و ...هر چه بيشتر نگاه‌ها را به سمت قوانين و کنوانسيون‌هاي مصوبي معطوف مي‌کند که چشم انتظار گوشه چشم مسئوليني است که بايد آن را اجرا يا بر اجراي آن نظارت کنند. در اين ميان با خبر شديم طرحي به نام «طرح آفتاب» از سوي سازمان بهزيستي در دست اجراست که گويا از سفر‌هاي استاني رئيس جمهور الهام گرفته شده است.

ادامه نوشته

گفت‌وگو با موسس انجمن ديستروفي ايران

 گفت‌وگو با موسس انجمن ديستروفي ايران: توسط سعید ضروری

صفحه معلولین- روزنامه مردم سالاری -نسخه شماره 2977 - 1391/05/11 -

در ميان سمن‌هاي (سازمان‌هاي مردم نهاد) فعال در حوزه معلولين که به کارهاي فرهنگي، اجتماعي و آموزشي مي‌پردازند، انجمن ديستروفي عضلاني ايران کمتر شناخته شده است. انجمني که متعلق است به افراد داراي بيماري ديستروفي عضلاني و بويژه کودکان ديستروفي که در اولين سال‌هاي زندگي خود ناخواسته با مشکلات ناشي از معلوليت شديد جسمي-حرکتي روبرو مي‌شوند. گفت‌وگو با رامک حيدري مديرعامل و موسس اين انجمن را بخوانيد:

ضمن معرفي انجمن ديستروفي در مورد اهداف آن توضيح دهيد.

انجمن ديستروفي عضلاني يک انجمن مردم نهاد است که از سال 1382 سنگ تاسيس آن گذاشته شد و در آذرماه 1385 مجوز فعاليت آن از طرف وزارت کشور صادر شد. اين انجمن با هدف حمايت همه جانبه از مبتلايان به اين بيماري تاسيس گشت تا در کنار حمايت‌هاي مالي و درماني بتواند با انجام فعاليتهاي آموزشي و تحقيقاتي گامي به سوي درمان مبتلايان و آگاه سازي آنان بردارد. اين انجمن اکنون با بيش از 600 عضو رسمي در سراسر ايران فعاليتهاي خود را در زمينه‌هاي آموزشي، درماني و پژوهشي ادامه داده است و با همکاري با ارگانها و سازمانهاي مختلف توانسته است تا حدودي مشکلات مبتلايان به اين بيماري را حل نمايد.

چه شد که به فکر تاسيس انجمن ديستروفي ايران افتاديد؟

از آنجا که بنده و 3 نفر از اعضاي خانواده درگير اين بيماري هستيم، فکر تاسيس اين انجمن به ذهنم خطور کرد. آن چيزي که به من اشتياق تاسيس اين انجمن را مي‌داد مشاهده فعاليتهاي مثبت و هدفمند محک بود چرا که اين بيماري به کودکان هم مربوط مي‌شود و در برخي از آنها معلوليت‌هاي شديد ايجاد مي‌کند. قصد داشتم تا با ايجاد انجمني همانند محک بتوانم روزي شاهد اين باشم که ديگر هيچ بيمار ديستروفي سردرگم و آواره بين مراکز درماني و پزشکان نماند و بداند که دقيقا بايد به کجا مراجعه کند. همچنين اميد به اين داشتم که با آمدن درمان قطعي اين بيماري در کشورهاي اروپايي اين انجمن بتواند به راحتي درمان را با کمترين هزينه در اختيار بيماران ايراني قرار دهد. کساني که در اين ميان به من انگيزه بيشتر مي‌دادند به طوريکه تمامي مشکلات و دوندگي‌هاي فراوان اين مسير برايم آسان مي‌گشت، مرحوم سعيد زرگر (که از مبتلايان به دوشن بودند)، و آقايان دکتر غلامرضا زماني (متخصص نوروموسکلار کودکان) و دکتر مهدي زماني (متخصص ژنتيک) بودند. خوشبختانه پس از 3 سال پيگيري‌هاي فراوان توانستم انجمن را به ثبت برسانم و در اين راه با افراد بسياري آشنا گشتم که از اين بيماري رنج مي‌بردند. پس از تاسيس توانستيم با تعداد 50 نفر عضو مبتلا، اولين مجمع عمومي را برگزار نماييم.
ادامه نوشته