هنوز باور نکرده ایم...!
نویسنده: سعید ضروری
صفحه معلولین-روزنامه مردم سالاری-نسخه شماره 2998 - 1391/06/08 -
داستان خبرهاي سازمان بهزيستي و اعلام برنامههاي اين سازمان در مورد افزايش امکانات، خدمات و کيفيت زندگي افراد داراي معلوليت و بي نتيجه بودنشان را پاياني نيست. به راحتي ميتوان به مثالهاي متعددي از اين طرحها و برنامهها اشاره کرد که در زمان اعلام بطور گسترده در رسانهها مطرح شده و بعد از مدتي فراموش شده اند. داستان 50 هزار ليتر سوخت معلولين، معافيت 30 ميليون توماني، واردات چهار هزار و 700 خودروي مناسبسازي شده ويژه معلولان همراه با معافيت مالياتي که چند سال پيش بنا بود به زودي وارد کشور شوند همگي مثالهايي هستند که هيچگاه اجرايي نشدند يا در صورت اجرا بقدري پراکنده و ناچيز بودند که عملا تاثيري بر کيفيت زندگي افراد داراي معلوليت نداشته اند. در اين ميان انجمنهاي مدافع حقوق معلولين در صورت اعتراض و پيگيري اين طرحها و برنامه صدايشان به جايي نميرسد و پاسخي دريافت نميکنند و اين سازمان با اعلام شعاري جديد مدتي خبر ساز شده و بعد از اندک زماني دوباره همه چيز فراموش ميشود.
در حال حاضر يکي از طرحهايي که سازمان بهزيستي اعلام کرده است احداث يك پايانه مسافربري ويژه معلولان در ميدان صادقيه با متراژ 10 هزار متر مربع است. با توجه به اينکه اطلاعات بيشتري در مورد چگونگي فعاليت اين پايانه اعلام نشده و با در نظر گرفتن سوابق گذشته و به اصطلاح خبرهاي خوش بهزيستي که در نطفه عقيم ماندند، باور عملي شدن اين وعده دشوار است. البته اقدامات مفيد اين سازمان حمايتي نيز کم نبوده است هر چند اقدام موثري که در خور معلول ايراني است هنوز صورت نگرفته است. حال در اين طرح که بدنبال ساخت پايانه ويژه معلولين است يا طرحهايي مشابه که سيستمهايي را ارائه ميکنند که عملا جدا کننده معلولين از بدنه جامعه هستند و نميتوانند نگاه تلفيقي در امور مربوط به معلولين را در خود جاي دهند و بطور کل هر حرکت و اقداميکه باعث جدا شدن معلولين از جامعه شود قطعا مورد حمايت معلولين نخواهد بود. سازمان بهزيستي به عنوان متولي امور معلولين به جاي اينکه با برنامهها و سياستهاي خود مقدمات جدا سازي معلولين را فراهم کند بايد بدنبال تلفيق افراد داراي معلوليت با ساير افراد در جامعه باشد و هنوز اين اصل که محيطي و خدماتي که براي معلولين و با نگاه به معلولين ايجاد شوند و توسعه يابند بهترين محيط براي استفاده ساير افراد خواهد بود را باور نکرده ايم و همچنين هنوز باور نکرده ايم که تغيير جمعيت و ورود سالمندان امري بديهي است و به جاي آماده سازي فضاهاي شهري و ارائه سيستمهاي حمل و نقل عمومي مناسب براي همه افراد نبايد بدنبال ساخت پايانه اي مخصوص معلولين باشيم. هر چند در شرايط کنوني 50 ون مناسب سازي شده قطعا بهتر از هيچ است و تنها ميتوان آن را اقدامي اضطراري براي کاهش مشکلات حمل و نقل معلولين در نظر گرفت و بايد متذکر شد که مسير حل مشکلات حمل و نقل معلولين از اين وادي نميگذرد و لازم است حرکتي انقلابي در طراحي و پياده سازي يا احياي سيستم حمل و نقل عمومي صورت پذيرد و با نگاه به نيازهاي حال حاضر و جمعيت سالمند کشور در آينده اقدامات و تصميمات موثري جهت رفع نواقص موجود گرفته شود. عدم وجود نگاه تلفيقي باعث ميشود مسوولين و حتي طراحان صنعتي نيز بدنبال راه حل جداگانه براي رفع مشکلات اياب و ذهاب معلولين باشند و اين در حالي است که نمونههاي موفق تاکسيها و اتوبوسهايي وجود دارند که براي استفاده همه افراد طراحي شده اند و با تغييري کوچک در طراحي، فضاي مناسب براي سوار شدن معلولين جسمي حرکتي بدون پياده شدن از ويلچر را در اختيارشان قرار ميدهند. پر واضح است معلولين جسمي حرکتي حق دارند سوار همان اتوبوسي شوند که ساير افراد ميشوند و از همان تاکسي استفاده کنند که ديگران استفاده ميکنند و تنها با چنين تدابيري است که نگاه ترحم آميز به معلولين برداشته ميشود و بسياري از نگرانيهايي که بدنبال پير شدن جمعيت کشور ممکن است وجود داشته باشد بر طرف ميشود و اينها محقق نخواهد شد مگر زماني که معلولين آگاه و بروز در مراکز تصميم گير حضور داشته باشند و با روندي که پيش ميرود نميتوان انتظار داشت افراد به ظاهر سالم کاري براي 15 درصد از جمعيت کشور انجام دهند.
این وبلاگ را در مهر 1385 برای کمک به دانشجویان ادبیات انگلیسی راه اندازی کردم